الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

492

الغدير ( فارسى )

كلاهى بلند بر سر دارند ميان آنها كم است و اكليل‌ها ، تاجهاى پادشاهان عجم است و « توّجه » ، يعنى به او سرورى داد و عمامه بر سر او نهاد . « 1 » همو گويد : وقتى كه بر سبيل مجاز گفته مىشود : « عمّم » ، يعنى سرورى يافت ، زيرا تاجهاى عرب همان عمامه‌هاست . پس همان‌طور كه در زبان فارسى مىگويند : تاجگذارى كرد ، در زبان عربى مىگويند : عمامه بر سر نهاد . بنابراين ، هنگامى كه اعراب عمامه بر سر كسى مىگذاردند او را معمّم مىخواندند و رسم در ميان آنان چنين بود كه وقتى مردى را به سرورى منصوب مىداشتند ، عمامه سرخى بر سر او مىنهادند ، ولى ايرانيان چون تاج بر سر پادشاهانشان مىگذاردند ، به او تاجدار مىگفتند . « 2 » شبلنجى صاحب التاج را از القاب رسول خدا ذكر كرده و گفته است : مراد از تاج ، عمامه است و صاحب التاج ، يعنى عمامه‌دار ، زيرا عمامه را تاج عرب گويند ، چنان كه در حديث آمده است . « 3 » بر اين اساس ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير به طرز خاصى عمامه بر سر على عليه السّلام گذارد كه بيانگر عظمت و جلال آن جناب بود . آرى ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با عمامهء خود كه سحاب نام داشت ، بدست مباركش در آن اجتماع عظيم على عليه السّلام را تاجگذارى فرمود و با اين عمل اشعار به اين معنى فرمود كه شخص تاجگذارى شده [ على ] به مقام امارت نظير امارت خود برانگيخته و منصوب گشته است ، با اين فرق كه على عليه السّلام مبلّغ پيام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و قائم مقام آن حضرت پس از اوست . حافظ عبد اللّه بن ابى شيبه و ابو داود طيالسى و ابن منيع بغوى و ابو بكر بيهقى از على عليه السّلام روايت كرده‌اند كه فرمود : در روز غدير خم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عمامه‌اى بر سر من پيچيد و قسمتى از آن را پشت سرم افكند و در روايتى چنين مذكور است : طرفى از عمامه را بر دوشم افكند ، سپس پيغمبر اكرم بيان داشت : همانا خداوند در روز بدر و حنين مرا به وسيله فرشته‌هايى يارى و كمك فرمود كه چنين عمامه‌هايى بر سر داشتند .

--> ( 1 ) . تاج العروس : 2 / 12 . ( 2 ) . همان : 8 / 410 . ( 3 ) . نور الابصار 25 .